در این پژوهش به بررسی تبیین نقش تعالی سازمانی در تحول سازمانی می پردازیم. معمولاً تغییرات سازمانی و تحول برای گذار از یک مرحله ی توسعه به مرحله ی دیگر ممکن است ایجاد شود، سازمان ها با گذار از مراحل مختلف توسعه، بالغ می شوند از دیدگاه توسعه، ارزیابی جزء لاینفک نظام مدیریت است. ارزیابی در هر سازمان با هدف شناخت کیفیت سازمان انجام شود. مدل های تعالی سازمانی ابزاری درخدمت مدیر برای اندازه گیری میزان تحقق این اهداف است. مدل EFQM می تواند ابزار مناسبی برای رقابت و رشد سازمان ها باشد. مدل تعالی سازمانی چارچوبی ارزشمند برای ارزیابی عملکرد سازمان ها در دو حوزه فرآیندها و نتایج حاصل از این فرآیندهاست. تعالی سازمانی به بررسی موفقیت بلندمدت سازمان می پردازد. این مدل به منظور کمک به ایجاد تغییر در سازمان ها و تحقق بهبود مستمر با استفاده از مفاهیم کیفیت جامع ایجاد شده است. این چارچوب به یک ساختار منطقی و سیستماتیک برای تجزیه و تحلیل کمک می کند، که به سازمان ها امکان می دهد یک بررسی عمیق از مدیریت خود انجام دهند. تحول سازمانی در راه تکامل خود به چاره اندیشی منسجم از نظریه ها و کاربردها رسیده است که می تواند بسیاری از مسائل مهم انسانی موجود در سازمان را حل وفصل کند. مدل تعالی سازمانی به عنوان مدل و ابزاری قوی در پاسخگویی به این نیاز سازمان ها، از موفقیت چشمگیری برخوردار بوده و توانسته تا حدود زیادی در آسیب شناسی سازمان و تعیین مسیر حرکت جهت دسترسی به تعالی منابع انسانی مورد استفاده قرار گیرند. سازمان های متعالی با ارتقای عملکرد خود در حالی که شرایط اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی جوامعی که با آنها در تماس هستند را بهبود می دهند، تاثیر مثبتی در دنیای اطراف خود دارند. از این طریق آینده سازمان را تضمین می کند.